آرخلائوس، امپدوكلس، دموكريتوس، و فيلولائوس (نك فقرهٴ 4). در حالي كه فيلسوف ديگري به نام ديوجانس آپولونيايي1 چنان توجهي به كالبدشناسي و طب معطوف داشت، كه ترجيح دادم از او در اين فقره گفتوگو كنم. او مطالعهٴ خاصي در دستگاه عروق به عمل آورد.
تقريباً در اين عصر سه مدرسهٴ بزرگ طبي وجود داشت: مدرسههاي كوس2 و كنيدوس3 در ايونيه و مدرسهٴ سيسيل. مدرسهٴ كوس البته مهمترين آنهاست، زيرا در آنجا بود كه بقراط4، پدر طب، در اواخر اين قرن برآمد. يادداشت بسيار مفصلي به بقراط و گروه بقراطي اختصاص يافته است، و به دنبالش يادداشت مختصري به هروديكوس5، معلم بقراط و نخستين شارح ارزش طبي ژيمناستيك و ورزشهاي بدني. هيچ لزومي ندارد اهميت فراوان آيينهاي بقراطي و منشأ آنها را تأكيد كنيم. مدرسهٴ كنيدوس دو پزشك بزرگ عرضه كرده است: اوروفون6، محرر عبارات كنيدي7، و كتسياس8، كه به عنوان يكي از قديمترين مورخان ايران و هند مشهورتر است (پايينتر را ببينيد). بالاخره، مدرسهٴ سيسيل كه به وسيلهٴ امپدوكلس تأسيس شد، دست كم يكي ديگر از پزشكان بزرگ را تربيت كرد، موسوم به آكرون9 (حدود 430).
تنها پزشك چيني كه ميتوانم بدو بپردازم پين چيائو10 است كه در ايالت چنگ11 احتمالاً در نيمهٴ اول اين قرن برآمد. او احتمالاً مؤلف كتاب
نان چينگ12 است، يكي از عامهپسندترين رسالههاي طبي. گفته ميشود كه او نظريهٴ چيني مربوط به ضربان نبض را كشف كرد. اين جالب توجه است كه ديوگنس هم، كه در نيمهٴ دوم اين قرن ميزيست، اطلاعاتي دربارهٴ نبض داشت.
7. كاشفان كارتاژي و يوناني. ناوگاني به فرماندهي هانو13 كرانهٴ غربي آفريقا را سياحت كرد و به عرض شمالي 7 درجه و 30 دقيقه رسيد. هيئت كارتاژي ديگري به فرماندهي هيميلكو14 كرانهٴ غربي اروپا را سياحت كرد و به ((جزاير قلع))15 رسيد.
اسكولاكس كارواندايي كه در عصر داريوش اول ميزيست مطالعهاي در سواحل حوضهٴ مديترانه به عمل آورد.
آناكساگوراس حكيم نخستين توضيح درست را دربارهٴ بالا آمدن آب نيل ارائه كرد.
8 . كانيگري يوناني و عبري. اكتشاف معادن نقرهٴ لوريوم16 مخصوصاً در سدههاي پنجم و چهارم شديد بود، و اين مطلب به توضيح تاريخ سياسي و هنري آن كمك ميكند. اشارهٴ